|
مقالهای میخواندم از "آنِته آنتون" به دنبال شورت.نوشته "این روزها کمتر یک شورت نخیِ زیبایِ راحت و ساده پیدا میکنی... از فروشنده هم که بپرسی سه تکه نخ نایلونی نشانت میدهد و میگوید شما هم میتوانید، امتحان کنید. بهداشتی نبودنش هیچ، مهم نیست تو از همچین چیزی خوشت نمیآید."
دیوارهای شهر، شبکههای تلویزیون، فیلمها، مجلات و ... تعیین میکنند آدمها چی بپوشند، چه طور رفتار کنند، چی مصرف کنند، مُد! بیش از همه این زنها هستند که باید خود را با آن تطبیق دهند. باربی شوند، با سینهها بزرگ، لباسهای ناراحت... زنها باورکردهاند همینست. اصلا برای همین پرورش یافتهاند. با اسباببازیهای جنسیتی، فیلمها، داستانها و کارتونهای جنسیتی... دختربچههایی که آرزویشان شاهزاده شدنست، در نوجوانی آرزوی مُدل شدن، این روزها آرزوی پ.استار...
"آلیس شوایتزر" تو مقالهی پ. حال میده اشاره میکند، پ. برای خانمها، به همان سرعت که پدیدار شدهبود، ناپدید شد. از هر سه زن، دو نفر آن را تهوعآور و مشمئزکننده توصیف میکردند. از آنجا که سیستمهای جنسی زنان پیچیدهترست.
"شوایتزر" تو همان مقاله به نتایج پرفسور "هربرت" از تحقیقاتش اشاره میکند، که پ. نه تنها نیازهای انسان را رفع و گرهها را آزاد نمیکند بلکه خود خشونتزاست. پرفسور روانشناس "دانرستاین" در یک آزمایش اثر مستقیم پ. بر رفتارهای خشونتآمیز مردان را بررسی میکند و به این نتیجه میرسد، پ. خشونت را تقویت میکند.
خشونت جنسی به گفتهی همین مقاله "بازی بچههای هفت-هشت ساله شدهست". چند وقت پیش تو قطار بچهمدرسهایهای ده-دوازده ساله شلوغ میکردند، سه چهارتاشان جمع شدهبودند دور هم، تو تلفن همراه یکیشان فیلم پ. نگاه میکردند. بچههایی که نگاه نمیکنند، لوساند و اِواخواهر. آدمبزرگهایی که خوششان نمیآید، اُملند و عقب افتاده. امروز همه خواسته یا ناخواسته از لحظهای که وارد اجتماع میشوند با این مساله روبرو هستند.
۰۰۰
در پ. هویت و احساس موجودی که به نمایش گذاشتهمیشود، اهمیتی ندارد. او تنها کالاییست برای لذت بردن مصرفکننده. مصرفکنندگان پ. به تدریج توانایی ارتباط با انسانهای واقعی را از دست میدهند. زنها برای نجات خودشان، با این کالاها رقابت میکنند. رقابتی پوچ با چیزی که تمامی ندارد.
پ. در دنیای امروز یک صنعت است، یک هنر. کالای مصرفی این صنعت "زن"ها هستند. این صنعت، این هنر، در دنیای مدرن بیشترین رشد را دارد، در جوامعی که زنان مثلا به حقوق انسانی خود دست یافتهاند.
* این طوری نوشتم که فیلتر نشود با ماشینهای جستجوی خاص!
** پ. : پ.رنوگرافی یا گاهی پ.رنو... به همان دلیل بالا!
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
| یکشنبه 16 دی1386 ساعت: 16:3 | توسط:رهگذر | |||
| نگاهي تيز و بي محابا به بحران جنسيت پست مدرن و شايسته تحسين. اما در عين حال كه بينش انتقادي خود را رو مي كنيم بايستي راهي براي ترجمه آن به عمل مهيا كرد. جهان ما تشنه ي همه ي بينش هاي انتقادي است. | ||||
۰۰۰
یکشنبه، ۱۶ دی ۱۳۸۶، ساعت ۲۳:۲۰
راه حل این مشکل، سادهتر از آنست که بیان شود، دشوارتر که باور شود، انجام شود: آگاهانه، به دنبال این موج کشیده نشویم، کودکانمان را در این موج نیفکنیم!
۰۰۰
|
دوشنبه 17 دی1386 ساعت: 6:46 |
توسط:راد | |||
|
من نمی دونم اما فکر کنم بهتره خود خانم ها تو این موج نیفتند. بیشتر این موج ها و مدها «حتی مذهبی هاش» برای فروش بیشتر یا مقاصد سیاسی است. هر کس باید خودش تشخیص بدهد که چه چیزی خوب است اما با مشورت نه تقلید. از دید مذهبی هم که نگاه کنیم همین طور است. مگر اولین مساله رساله عملیه این نیست: هر مسلمان باید در اصول دین خودش یقین داشته باشد و تقلید جایز نیست. ۰۰۰ دوشنبه ۱۷ دی، ساعت ۱۷:۰۰ | ||||
فراموش نکنیم بیشتر مصرفکنندگان تولیدات این صنعت آقایان هستند. بخش بزرگی از سرمایهگذاران این صنعت و تاجران این کالا نیز. تا زمانی که بازار مصرف چنین حریصانه تقاضا میکند و هر روز خواستهای عجیبتر دارد، بازار تولید هم رونق دارد. بسیاری از کالاهای این صنعت، مواد اولیه این هنر، زنان، ناخواسته وارد این بازی شدهاند. رنجنامه بعضی از این زنان خود گواه این ادعاست.
۰۰۰
۰۰۰
سه شنبه ۱۸دی ساعت ۹:۳۸
دیروز جملهی قشنگی از مادر ترزا خواندم، وقتی مردم را قضاوت میکنی، دیگر زمانی برای دوست داشتنشان نخواهی داشت.
نمیخواهم بگویم کسی مقصر است، مرد یا زن. اما فکر میکنم هر مردی و هر زنی میتوانند در مقابله با این وضعیت غیر انسانی موثر باشند، هر یک به سهم خود. این وضعیت غیرانسانی تنها مساله زنان نیست، مساله مردان نیز هست، این وضعیت علیه انسانهاست. چنین نیست که فقط زنها نباید تن دهند یا فقط مردها نباید بخواهند یا... هر کس به اندازهی گلیم خودش، به اندازهی خانهاش میتواند موثر باشد.
من با راد موافقم. زیر بار ظلم نباید رفت، هرگز. چیزهایی هست که نوشتنی نیست. اتفاقهایی که انسانها را از انسان بودنشان خارج میکند. به این موجودات نمیتوان گفت نکن، ظلم نشنو، ظالم نشو! میتوان اما به گوشهایی که هنوز کر نشدهاند، هشدار داد... چند گام آنطرفتر دامیست که کمتر کسی از آن زنده بیرون آمدهست.